واژه نامه مهاجرت

1- تطابق پذیری

تطبیق یک نژاد یا گروه اجتماعی معمولا اقلیت با نژاد یا گروه اجتماعی دیگر. تطابق پذیری می تواند شامل جنبه های زبانی، رسوم، ارزشها، عادات و حتی علائق اساسی زندگی باشد. اگر چه رسوم فرهنگی و سنتی یک گروه کاملا کنار گذاشته نمی شود، به طور کلی تطابق پذیری، یک گروه را به سمتی سوق می دهد که از نظر اجتماعی از اعضای دیگر اجتماع غیر قابل تشخیص باشند. یکسان شدن حد غایی فرهنگ پذیری است.  

2- بازگشت داوطلبانه حمایت شده

کمک اجرایی و یا اداری، لجیستیکی، مالی و ادغام مجدد پناهجویانی که درخواست پناهندگی آنها رد شده، قربانیان قاچاق انسان، مهاجرین آواره، شهروندان متخصص و مهاجرین دیگر که قادر و یا مایل به ماندن در کشور میزبان نیستند و راغب هستند به طور داوطلبانه به کشور مبداء بازگردند.

3- پناهجو

فردی که به دنبال رهایی از آزار و اذیت و یا آسیب جدی، در کشوری به غیر از کشور خویش به سر می برد و در انتظار نتیجه تصمیم گیری درخواست پناهندگی خویش بر اساس ابزارهای ملی و بین المللی است. در صورت دریافت نتیجه منفی، شخص باید همانند شرایط اتباع بیگانه غیر مجاز یا غیر قانونی کشور را ترک کند و یا ممکن است اخراج شود، مگر اینکه اجازه اقامت بر مبنای بشردوستانه و یا طرق دیگر دریافت کند.

4- مدیریت مرزی

تسهیل عبور مجاز افراد، شامل بازرگانان، گردشگران، مهاجرین و پناهندگان از مرز، و تشخیص و ممانعت از ورود غیر قانونی اتباع بیگانه به کشور مورد نظر می باشد. تدابیر مدیریت مرزها شامل الزامات وضع شده نسبت به روادید توسط کشورها، ممنوعیت شرکت های باربری دخیل در امر ورود مهاجرین غیر قانونی به مرزها و محدودیت دریایی است. استانداردهای بین المللی نیازمند ایجاد تعادل بین تسهیل ورود مسافرین مجاز و ممانعت از ورود مسافرینی با دلایل ناموجه و یا مدارکی غیر معتبر می باشد.

5- فرار مغزها

مهاجرت اشخاص آموزش دیده یا نخبه از کشور مبداء به کشور دیگر که منجر به کاهش منابع مهارتی در کشور مبداء می گردد.

6- جذب مغزها

مهاجرت اشخاص آموزش دیده و نخبه به کشور مقصد. همچنین جذب مغز ها، "فرار وارونه ی مغزها" نیز نامیده می شود.

7- ظرفیت سازی

ساخت و ارتقا ظرفیت دولت ها و جوامع شهری به وسیله افزایش دانش و ارتقاء سطح مهارت ایشان. ظرفیت سازی میتواند ماهیتا به شکل طراحی پروزه مستقیم و اجرای مشترک با کشوری دیگر به صورت شراکتی، موقعیت های آموزشی، و یا در شرایط مختلف، برگزاری جلسات دو و چند جانبه برای ارتقاء گفتمان بین مسئولین ذیربط باشد. در کلیه موارد، هدف از ظرفیت سازی ایجاد معیارهای فراگیر قابل قبول تجربه های مدیریتی است.

8- مهاجرت دایره وار

حرکت سیال افراد مابین کشورهاست که شامل جابجایی موقت و بلند مدت بوده که اگر داوطلبانه و مرتبط با نیازهای نیروی کار کشورهای مبداء و مقصد باشد، می تواند برای تمامی جوانب دخیل در فرآیند سودآور باشد.

9- کشور مبداء

کشوری که مبدا جریان های مهاجرتی است (متعارف و غیر متعارف) .

10- مهاجرت به خارج

عمل عزیمت یا خروج از یک کشور با دیدگاه مستقر شدن در کشوری دیگر.

11- مهاجرت تسهیل شده

ترویج یا تشویق به مهاجرت قانونی از طریق تسهیل سفر می باشد. این مسئله می تواند شامل کارآمد تر شدن ودر عین حال ساده تر شدن فرآیند درخواست ویزا و یا روشهای بازرسی کارآمدتر مسافران با استفاده از پرسنل مجرب باشد.  

12- مهاجرت اجباری

پویایی جمعیتی که در آن عنصر اجبار، شامل تهدیدات جانی و معیشتی ممکن است از عوامل طبیعی و یا انسانی ناشی شده باشد (بعنوان مثال: حرکت پناهندگان و آوارگان بصورت داخلی (داخل یک کشور) همینطور آوارگان ناشی شده از بلایای طبیعی، فجایع شیمیایی یا اتمی، قحطی یا پروژه های توسعه ای).

13- آزادی در جابجایی

حقوق انسان متشکل از سه عنصر اساسی است: آزادی در جابجایی درمحدوده قلمرو یک کشور(ماده13(1)، اعلامیه جهانی حقوق بشر، 1948: "هر شخصی این حق را دارد که بصورت آزاد در داخل مرزهای یک کشور جابجا شده و سکنی گزیند.")، حق ترک هر کشوری و حق بازگشت به کشور خود ( ماده 13(2)، اعلامیه جهانی حقوق بشر، 1948: "هر شخصی حق دارد که هر کشوری را ترک نماید، این مسئله شامل کشورخویش نیز می شود، و به کشور خویش باز گردد. ماده12 معاهده بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را مشاهده نمایید. آزادی جابجایی همچنین دلالت بر مفاد آزادی جابجایی بین کشورها در سطح منطقه ای دارد ( به عنوان مثال اتحادیه اروپا).      

14- مهاجرت (به داخل)

فرآیندی که در آن اتباع خارجی به کشوری که تابعیت آن را ندارند به منظور سکونت گزیدن وارد می شوند؛ را مهاجرت (به داخل)گویند.

15- آوارگان داخلی

افراد یا گروهی از افراد که مجبور به فرار یا ترک خانه ها یا مکانهای اقامت همیشگی شان شده اند؛ این جا به جایی می تواند به منظوراجتناب از تاثیرات درگیری های مسلحانه، شرایط خشونت تعمیم یافته، نقض حقوق انسانی یا فجایع طبیعی یا انسانی؛ باشد. این اشخاص از مرزهای به رسمیت شناخته شده بین المللی کشور عبور نمی نمایند (اصول راهنمای جابجایی های داخلی E/CN.4/1998/53/Add.2.UN Doc). به موضوع پناهندگان بالفعل، آوارگان، آوارگان خارجی و افراد فاقد موطن نیز مراجعه نمایید.

16- حداقل استانداردهای بین الملل

مفهومی است که بواسطه آن اتباع خارجی از مجموعه ای از حقوق بهره مند می گردند که مستقیما توسط حقوق بین الملل عمومی تعیین می گردد، که این حقوق مستقل از حقوق تعیین شده داخلی که توسط دولت ها برای اتباع خارجی تعیین می باشد. دولت ها ملزم به رعایت حداقل استانداردهای تعیین شده توسط قوانین بین الملل نسبت به نحوه برخورد با اتباع خارجی ای که در مرزهای آن کشور حاضر دارند (یا اموال چنین افرادی)، می باشند. ( بعنوان مثال محرومیت از عدالت، تاخیر غیر موجه و یا جلوگیری از دسترسی به دادگاه در تناقض با حداقل استانداردهای بین المللی مورد نیازتوسط قوانین بین المللی است.) در برخی از موارد، سطح حمایت تضمین شده توسط حداقل استانداردهای بین المللی ممکن است بالاتر از استانداردهایی باشد که دولت ها به اتباع خود اعطا می کنند.  

17- مهاجرت نا متعارف

جابجایی که خارج از هنجارهای قانونی کشورهای مبدا، گذار و مقصد انجام پذیرد. تعریفی شفاف و پذیرفته شده در ابعاد جهانی برای مهاجرت نا متعارف وجود ندارد. از منظر کشورهای مقصد این موضوع می تواند به صورت ورود، ماندن یا کارکردن در یک کشور بدون داشتن مجوزهای لازم یا مدارک مورد نیاز مطابق با قوانین مهاجرتی باشد. از منظر کشور فرستنده، نا متعارف بودن می تواند در قالب عبور شخص از مرز بین المللی بدون گذرنامه یا مدارک مسافرتی معتبر یا رعایت ملزومات اداری کافی برای ترک از کشور باشد. با این حال در فضای بین المللی تمایل چندانی به استفاده از واژه «مهاجرت غیرقانونی» به خصوص برای موارد قاچاق مهاجرین و قاچاق انسان وجود ندارد.        

18-مهاجرت نیروی کار

جابجایی افراد از یک کشور به کشور دیگر، یا در داخل کشور محل سکونتشان، به منظوراشتغال را مهاجرت نیروی کار گویند. مهاجرت نیروی کارتوسط عمده دولتها در قوانین مهاجرتی مورد بررسی قرار می گیرد. علاوه بر این، بعضی از دولت ها نقش فعالی را در تنظیم و کنترل مهاجرت نیروی کار به سمت خارج داشته و به نحویبه دنبال فرصت های شغلی برای اتباع خود درخارج از کشور می باشند.  

19- مهاجر

در سطح بین المللی، هیچ تعریف جهانی پذیرفته شده ای برای «مهاجر» وجود ندارد. استنباط عمومی که از واژه مهاجر وجود دارد این است که این واژه معمولاً برای پوشش دادن تمامی مواردی که در آن تصمیم به مهاجرت آزادانه توسط فرد بنا به دلایل «رفاه فردی» و بدون وجود عنصر و یا عناصر الزام آور خارجی صورت می پذیرد، اطلاق می گردد. بنابراین به افراد و یا اعضای خانواده ای گفته می شود که به کشور یا منطقه ای دیگر به منظور بهبود شرایط اقتصادی یا اجتماعی شان و چشم اندازهایی بهتر برای خود یا خانواده اشان جا بجا می شوند. سازمان ملل، مهاجر را بعنوان فردی که در یک کشور خارجی به مدت بیش از یک سال اقامت کرده است صرف نظر از دلایل مهاجرت، داوطلبانه یا غیر داوطلبانه بودن، نحوه مهاجرت، متعارف و یا نا متعارف بودن مهاجرت کرده اند، تعریف می کند. با توجه به چنین تعریفی، آنهایی که در محدوده زمانی کوتاه تری به عنوان جهانگرد یا بازرگان مسافرت می کنند، مهاجر در نظر گرفته نمی شوند. با این وجود، استفاده رایج شامل نوع مشخصی از مهاجران کوتاه مدت می شود، از جمله کشاورزان فصلی/ کارگران فصلی که برای مدت کوتاهی به منظور کاشت یا برداشت محصولات مزرعه سفر می کنند.

مهاجر اقتصادی

فردی که محل سکونت دائم خود را به منظور سکونت گزیدن در خارج از کشور خود با هدف بهبود کیفیت زندگی ترک نماید، را مهاجر اقتصادی گویند. این واژه در برخی موارد برای تمیز دادن پناهندگانی که در حال فرار از آزار و اذیت هستند بکار برده می شود، و همچنین به طور مشابهی برای اشاره به افرادی که تلاش می کنند بدون مجوز قانونی به یک کشور وارد شوند و یا با استفاده از روش پناهجویی بدون دلیل موجه وارد کشور مقصد شوند نیز مورد استفاده قرار می گیرد. این اصطلاح را می توان به افرادی که کشورشان را به منظور اشتغال ترک می نمایند نیز اطلاق نمود.

مهاجر داراری مدارک قانونی

مهاجری که بصورت قانونی به کشوری وارد شده و در آن کشور مطابق با معیارهای قانونی پذیرش، باقی می ماند.

مهاجر نامتعارف

فردی است که به خاطر ورود غیرقانونی، نقض شرط ورود، پایان یافتن مهلت ویزا، فقدان وضعیت قانونی درکشور گذار یا میزبان، مهاجر نامتعارف نامیده می شود. این تعریف همچنین در بردارنده افرادی است که بصورت قانونی وارد کشور میزبان یا گذار شده اما بیش از مدت مجاز در آنجا اقامت کرده یا متعاقباً بصورت غیرقانونی مشغول به کار شده باشند (همچنین مهاجر پنهان/بدون روادید یا مهاجر در وضعیت نامتعارف نامیده می شوند). واژه «نامتعارف» به «غیرقانونی» ترجیح داده می شود زیرا واژه غیرقانونی به طور ضمنی حامل مفهوم جرم بوده و به نظر می رسد که به نحوی انسانیت مهاجران را خدشه دار می نماید.

مهاجر ماهر

کارگر مهاجری که، به دلیل مهارتش یا تجربه حرفه ای که بدست آورده، معمولاً دارای رجحان در مورد اخذ پذیرش در کشور میزبان می باشد (بنابراین مشمول محدودیت کمتری در مورد مدت اقامت، تغییر شغل و الحاق به خانواده می گردد.)

 

کارگر مهاجر موقتی/ فصلی

کارگران ماهر، نیمه ماهر یا آموزش ندیده ای که در کشور مقصد برای دوره ای معین که معمولا در قرارداد کاری با شخص کارگر یا در قرارداد خدماتی با شرکت تصریح میگردد، اقامت می نماید. این افراد را معمولا کارگر فصلی می نامند و ممکن است از اصطلاح کارگر مهاجر قراردادی نیز در مورد این افراد استفاده شود.

20- مهاجرت

جابجایی یک فرد یا گروهی از افراد، چه به صورت عبور از یک مرز بین المللی و یا در مرزهای داخلی یک کشور را مهاجرت می گویند. پویایی جمعیت، شامل هر نوع جابجایی انسان ها، صرفنظر از مدت زمان، ساختار و علت های ایجاد مهاجرت؛ شامل مهاجرت پناهدگان، آوارگان، مهاجرین اقتصادی، و افرادی که بواسطه سایر اهداف جابجا می شوند (از جمله الحاق مجدد به خانواده)؛ می گردد.

21- مدیریت مهاجرت

اصطلاح مدیریت مهاجرت در برگیرنده ی طیف گسترده ای از فعالیت های دولتی در چهارچوب نظام های ملی در ارتباط با مدیریت منظم و انسانی مهاجرت فرامرزی، با الاخص مدیریت ورود و حضور اتباع خارجی در داخل مرزهای کشور و حمایت از پناهندگان و سایر افراد نیازمند به حمایت می باشد. در حقیقت این اصطلاح به رویکردهای برنامه ریزی شده به منظور توسعه ظرفیت های سیاسی، قانونی و اجرایی مرتبط به مسائل بنیادین مهاجرتی اشاره دارد.

22- اعطای تابعیت

به معنای اعطای تابعیت یک کشور به اتباع بیگانه تحت قوانین رسمی کشوری در مقابل تقاضای این افراد می باشد. حقوق بین الملل جزئیات بیشتری در ارتباط با قواعد این موضوع ارائه نمی دهد، ولی صلاحیت کشورها در خصوص اعطای تابعیت به اتباع بیگانه متقاضی اخذ تابعیت را مورد شناسایی قرار می دهد.

23- مهاجرت منظم

به جابه جایی افراد از اقامتگاه همیشگیشان به اقامتگاهی جدید، با رعایت قوانین و مقررات کشورهای مبدا، عبوری و مقصد جهت خروج، عبور و در نهایت ورود به کشور میزبان اطلاق می گردد.

24- عوامل جاذبه و دافعه

تحلیل و بررسی پدیده ی مهاجرت همواره با مطمح نظر قرار دادن "الگوی جاذبه - دافعه" انجام می گیرد که بر این اساس عوامل دافعه (مانند عوامل اقتصادی، اجتماعی، و مسائل سیاسی) موجب ترغیب افراد به ترک کشور، و عوامل جاذبه موجب جذب افراد به کشور مقصد می گردد.

25- کشور دریافت کننده

که در واقع همان کشور مقصد یا ثالث می باشد که در موارد بازگشت یا عودت افراد به موطن خویش در مورد کشور مبدا نیز به کار می رود. کشوری که بر اساس تصمیم دستگاههای اجرایی و یا قانونگزاری خود، اقدام به دریافت شمار مشخصی مهاجر و یا پناهنده در سال می نماید.

26- پناهنده

شخصی که به دلیل ترسی مستدل از دستگیری به دلایل نژادی، مذهبی، ملیتی، عضویت در گروه های اجتماعی خاص و یا عقاید سیاسی، خارج از کشور متبوع خود زندگی می کند و قادر و یا راغب به بازگشت و پذیرش حمایت کشور خود نمی باشد. ( بند 1 (A) (2)، کنوانسیون در ارتباط با وضعیت پناهندگان، بند1 A(2)، 1951 اصلاح شده توسط پروتکل الحاقی 1967). علاوه بر تعریف پناهنده در کنوانسیون پناهنده در سال 1951، بند 1(2) 1969 کنواسیون سازمان وحدت آفریقا (OAU) که بنا به تعریف این معاهده پناهنده کسی است که بنا به دلایل تجاوز خارجی، اشغال، سلطه خارجی و یا وقایعی که بطور جدی نظم عمومی بخشی و یا تمام کشور مبدا و متبوعش مورد اخلال واقع شده و مجبور به ترک کشور می باشد. همچنین اعلامیه کارتاجنا اعلام می دارد "لفظ پناهنده بیان کننده وضعیت افرادی است که جان، امینت و یا آزادی ایشان بطور گسترده توسط خشونت، مخاصمات داخلی، تجاوز خارجی، نقض گسترده حقوق بشر و یا هرگونه شرایط دیگر که بطور جدی نظم عمومی را مختل نموده است، مورد تهدید واقع شده و اقدام به خروج از کشور می نمایند."

27- وجوه ارسالی

عبارت است از پول های بدست آمده توسط اتباع خارجی که به کشور مبدا این افراد ارسال می گردد.

28- بازگشت به میهن

حق پناهندگان، اسرای جنگی و یا بازداشت شدگان جرایم داخلی برای بازگشت به کشور متبوع خود تحت شرایط خاص مقرر در قوانین مختلف بین المللی (کنوانسیون ژنو 1949، و پروتکل های الحاقی 1977، مقررات مرتبط با قوانین و عرف جنگ زمینی، ضمائم کنوانسیون چهارم لاهه 1970،اسناد حقوق بشر علاوه بر عرف بین الملل) که این حق به اشخاص اهدا می گردد و نه نیروهای بازداشت کننده. در قوانین مخاصمات مصلحانه بین المللی، حق بازگشت به میهن بیانگر الزام نیروی بازداشت کننده به آزاد سازی افراد واجد شرایط (سربازان و غیر نظامیان) و وظیفه کشور مبدا در خصوص پذیرش اتباع خود در پایان مخاصمات نیز می باشد. حتی اگر حقوق معاهدات شامل قوانینی کلی در این رابطه نباشد، امروزه این موضوع به سادگی مورد قبول می باشد که عودت زندانیان جنگ و زندانیان مدنی بطور ضمنی توسط طرفهای ذینفع مورد پذیرش قرار گرفته است. همچنین این موضوع، علاوه بر مهاجران و افراد مقیم در کشورهای خارجی، قابل تعمیم به نمایندگان دیپلماتیک و مقامات بین المللی در زمان بحران های بین المللی نیز می باشد.

29- اسکان مجدد

این اصطلاح به جابجایی و ادغام مجدد افراد (پناهندگان، مهاجران داخلی و غیره) به مناطق جغرافیایی دیگر، معمولا کشوری ثالث، اطلاق می گردد. در مفهوم پناهندگی، این واژه مبین انتقال پناهندگان از کشوری که در آن افراد درخواست پناهندگی خود را تسلیم نموده اند به کشوری که با پذیرش این افراد موافقت شده است، می باشد. معمولا به پناهجویان پناهندگی و یا اقسام دیگر اقامت بلند مدت اهدا می گردد که در بسیاری از موارد این موضوع می تواند به اعطای تابعیت نیز بیانجامد.

30- قاچاق مهاجر

قاچاق مهاجر عبارت است از "کمک به ورود غیر قانونی افراد به کشوری که تابعیت و یا اقامت دائم آنجا را ندارند به منظور تحصیل منافع مالی و یا غیر مالی بطور مستقیم و یا غیر مستقیم" (بند (A)3 ، پروتکل سازمان ملل متحد برعلیه قاچاق مهاجر از طرق زمینی، دریایی و هوایی، مکمل کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه جرایم سازمان یافته فراملی، 2000). قاچاق مهاجر، بر خلاف قاچاق انسان، در برگیرنده عنصر بهره کشی، اجبار، و یا نقض حقوق بشر نمی باشد.

31- شخص فاقد تابعیت

کسی که بر اساس قوانین کشورها شهروند هیچ کشوری محسوب نمی شود (ماده 1. کنوانسیون سازمان ملل در مورد وضعیت افراد فاقد تابعیت، 1945) به همین نحو، فرد فاقد تابعیت، از حقوق حمایت شهروندی دیپلماتیک یک کشور معین برخوردار نبوده و هیچ حقی نسبت به اقامت در کشور محل سکونت و بازگشت در صورت مسافرت وی وجود ندارد.

 

32- همکاری فنی

کاری هماهنگ که طی آن دو و یا چند عامل در مورد یک موضوع معین که عموما موضوعاتی با تمرکز بر روی کارکردهای بخش عمومی می باشد (نظیر تدوین و تصویب قوانین و رویه های اجرایی، کمک در زمینه طراحی و اجرای زیرساخت ها، یا بهبود فن آوری) به تبادل اطلاعات و تجربه و تخصص می پردازند.

33- قاچاق انسان

"بکارگیری، جابجایی، انتقال، عرضه یا پذیرش افراد، با استفاده از ابزار تهدید و یا استفاده از زور و یا هر حالت اجباری دیگر، ربودن افراد، کلاه برداری، اغفال، سوء استفاده از قدرت یا آسیب پذیری افراد یا در ازای دریافت و پرداخت وجه یا منافعی با هدف استثمار در جهت کسب رضایت فردی که دارای کنترل بر فرد دیگری است، می باشد." (بند 3A، پروتکلِ سازمان ملل در زمینه پیشگیری، متوقف کردن و مجازات قاچاق افراد بخصوص زنان و کودکان، مکمل کنوانسیون سازمان ملل در زمینه جرایم سازمان یافته فراملی، 2000.) قاچاق انسان می تواند در مرزهای یک کشور رخ دهد و یا حالت فرا ملی (فراتر از یک کشور) داشته باشد.

34- بیگانه هراسی

در سطح بین المللی، هیچ تعریف پذیرفته شده جهانی در مورد بیگانه هراسی وجود ندارد، با این وجود می توان این موضوع را به عنوان رویکرد، تعصب و یا رفتاری قلمداد نمود که به طی آن افراد غیر شهروند به واسطه خارجی بودن آنها نسبت به جامعه مورد بحث، مورد پذیرش قرار نگرفته، رد می شوند و یا حتی با دیدگاه منفی دیده می شوند. میان دو مفهوم نژادپرستی و بیگانه هراسی رابطه نزدیکی وجود دارد که در برخی موارد تشخیص و تمیز آنها از یکدیگر می تواند امری دشوار باشد.